

سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا
از خود و وسایل اندكش بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنكه از جستجوی
غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،
بدترین چیز ممكن رخ داده بود، او عصبانی و اندوهگین فریاد زد: «خدایا
چگونه توانستی با من چنین كنی؟»
صبح روز بعد او با صدای یك كشتی كه به جزیره نزدیك میشد از خواب
برخاست، آن میآمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید كه من اینجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»
آسان میتوان دلسرد شد هنگامی كه بنظر میرسد كارها به خوبی پیش
نمیروند، اما نباید امیدمان را از دست دهیم زیرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در میان درد و رنج.
دفعه آینده كه كلبه شما در حال سوختن است به یاد آورید كه آن شاید
علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.
برای تمام چیزهای منفی كه ما بخود میگوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد،
تو گفتی «آن غیر ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چیز ممكن است»،
تو گفتی «هیچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،
تو گفتی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،
تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،
تو گفتی «من نمیتوانم مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم كرد»،
تو گفتی «من نمیتوانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من میتوانی به انجام برسانی»،
تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پیدا خواهد كرد»،
تو گفتی «من نمیتوانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را بخشیده ام»،
تو گفتی «من میترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،
تو گفتی «من همیشه نگران و ناامیدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»،
تو گفتی «من به اندازه كافی ایمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به یك اندازه ایمان داده ام»،
تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نیستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،
تو گفتی «من احساس تنهایی میكنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»،
خدایا کمکمان کن که در این ماه رمضان تمرین کنیم ترک هرآنچه که درک دوران ظهور را به تأخیر می اندازد . . .
کندی که 7 سال پیش هنگام تولد 1.2 کیلو بود هنوز کوچولو است و لقب ریزترین دختر کوچولوی جهان را با چهره بسیار دوست داشتنی به خود اختصاص داده است. وی اینک 7 ساله بوده و 7 کیلو وزن دارد.


قده
هزارتا آسمون کبوتراتو دوست دارم
وقتی میام امام رضا سوقاتی
گندم میارم
وقتی میام به مشهدت،داغ دلم
تازه میشه
دلم میره کربُبلا،غصه بی اندازه
میشه
تنگ میشه تا دلم برات،عکس حرم
رو میبینم
تو
خیالم میام پیشت کناره گنبد میشینم
دنیا بدون مشهدت،از خونمون کوچیکتره
وا نمیشه دلم آقا،با
صدهزارتا پنجره
بس که به مشهد اومدم جاده ها بام رفیق شدن
چرا نمیرسن به تو،ثانیه ها دقیق شدن
دلم برای صحن تو،نیگا بکن پرمیزنه
این دفه
که من اومدم،نگو که وقت رفتنه
امید دارم که من بیام دوباره پاکم بکنی
تو صحن اسماعیل
طلات،یه گوشه خاکم بکنی
با خاک کفشداری تو،آقا چشامو سو میدم
باگفتن رضارضا، به خودم آبرو میدم
آخ که چی میشه تو بگی،خونه تو جمع کن وبیا
رها بکن زندگی رو،بیا به مشهد الرضا
کاش که میگفتی خونه ام یه حجره توصحن طلاست
داد میزدم آی آدما ،صاحب خونم امام رضاست
داد میزدم آی آدما ،صاحب خونم امام رضاست
زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم
نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود
زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود
زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود
زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود
زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود
زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود
زیباترین تنهاییم گریه برای تو بود
زیباترین اعترافم عشق تو بود
دوستت دارم و عاشقتم ای عشقم ...
من تو را تا
آسمان ها
من تو را تا
بی کران ها
از زمین تا
آسمان ها
همچون عطر پاک
گلها
دوست دارم دوست
دارم
من تورا تا
لحظه های انتظارم
عاشقم با این
نگاه بیقرارم
من تورا با
آنچه هستم
دوست دارم دوست
دارم
از همه داشته هایت،خدا را جدا کن...چه داری؟
قسمتی از آیه ۲۰ سوره الأعراف نوشته شده روی پوست که از قرن اول هجری به جا مانده است.


.gif)














این تکه لباس که در موزه مخصوص عربستان نگهداری می شود براساس اسناد معتبر به امام حسن یا امام حسین (ع) تعلق دارد که آثار خون بر روی آن هنوز خودنمایی می کند.
